لی چوان جیت کان دو

شهرستان فسا

منوي اصلي

آرشيو موضوعي

آرشيو مطالب

ساعت

امکانات


نانچیکو چیست ؟

 

نانچكو : Nunchaku نانچاكو یا نانچیکو متشكل از دو تكه چوب سخت كه توسط طناب يا زنجير به هم متصل شده است شكل كرفته است . در گذشته وحال اين سلاح جزوه ابزار كشاورزي بشمار مي رفت. هرچوب نانچاكو را فك گويند و اين فك از سه قسمت بالا، مياني وپايين تشكيل شده است . بطور عمده هر سلاح نانچيكو از سه قسمت اصلي وكاربردي تشكيل يافته شده است . كه درشكل آمده اتصال بين دوفك يك قسمت را تشكيل مي دهد. قسمت بالائي را سرفك گويند و درانتهاي فك كه همان محل برخورد فك با اجسام يا حريف مي باشد را گويند. روايتي باستاني است كه درمورد تمامي سلاحها درهنر هاي رزمي نين جوتسو گفته مي شود :

( طي ساعتها تمرين با نانچكو اين سلاح جزئي از روح وبدن شما در خواهد آمد )هنگاميكه شما با اين نيت تمرين كنيد .نانچكو عضوی از بدنی شما میشود. قدرت تخریب این سلاح بیش از 300کیلوگرم می باشد که به راحتی میتوانند جمجمه دشمن را منحدم کند. این سلاح ساده و بسیار ارزن به راحتی دردسترس همگان است می توان را به راحتی ساخت . استفاده از این سلاح در بطور کلی شامل5 روش بسیار مهم میباشد. 1- تکنیکهای دفاعی 2- تکنیکهای هجومی 3- تکنیکهای ترفندی 4- تکنیکهای نمایشی 5- تکنیکهای آکروباتکی رزمی ساختار نانچیکو انواع زیادی دارد – چوبی – پلاستیکی - فلزی – پارچه ای – ابری - و باتومی اندازه ناچیکو به نوع وشرایط استفاده از آن دارد ولی بهترین اندازه باید تمام یک فک آن آرنج شما تا مشت جمع کرده شما را پوشش بدهد. سرعت مانور با نانچیکو بنا به تمرینات مستمر و منظم شما دارد . هر تکنیکی باید ساعتها تمرین شود تا بتواند به مهارت رسید.

نويسنده: ijkofasa تاريخ: دوشنبه 11 اردیبهشت 1391 موضوع: <-PostCategory-> لينک به اين مطلب ارسال نظر(0)

زندگی نامه ی سی جو بروسلی

بروس لی (۲۷ نوامبر ۱۹۴۰، ۲۰ ژوئیه ۱۹۷۳)استاد بزرگ ورزش‌های رزمی- هنرهای رزمی - بزرگ‌ترین بازیگر فیلم‌های رزمی و بنیانگذار سبک جیت کان دو می‌باشد.

در ۲۷ نوامبر سال ۱۹۴۰ بروس «جان فان» لی در سال اژدها (بین ساعت ۶ تا ۸ صبح)در سانفرانسیسکو چشم به جهان گشود.

اولین آشنایی بروس با هنرهای رزمی توسط پدرش - لی هوی چون- صورت گرفت. او در ابتدا مهارتهای پایه‌ای در سبک تای چی را از پدرش فرا گرفت.سی فوی بروس لی یعنی استاد بزرگ وینگ چون - ییپ من - همکار و دوست پدر او بود. بروس از سن ۱۳ تا ۱۸ سالگی تحت تعلیم استاد هنگ کنگی خویش ییپ من بود.

مانند اکثر مدارس هنرهای رزمی چینی در آن زمان، کلاس‌های سیفو ییپ من توسط شاگردان ارشد و درجه بالا اداره می‌شد. یکی از شاگردان ارشد ییپ من «وانگ شون لئونگ» بود. بر طبق گفته‌ها او بیشترین تأثیر را بر کونگ فوی وینگ چونِ بروس لی داشته‌است. پس از اینکه تعدادی از شاگردان پپپ من به دلیل بعضی آداب و رسومات چینی از آموزش به بروس لی خودداری کردند، ییپ من به طور خصوصی شروع به آموزش بروس لی کرد. بروس همچنین بوکس غربی را نیز یاد گرفت و مسابقه فینال قهرمانی بوکس در سال ۱۹۵۸ را با ناک اوت کردن «گری الم» که قهرمان سه باره مسابقات بود، در راند سوم به پایان رساند. قبل از مسابقه نهایی بروس سه حریف قبلی اش را مستقیماً در همان راند اول ناک اوت کرده بود.بعلاوه بروس تکنیکهای شمشیرزنی غربی را از برادرش «پیتر لی»- که قهرمان شمشیرزنی در زمان خودش بود- یاد گرفت.

بروس لی در سن ۱۹ سالگی به منظور ادامه تحصیل و تنها با ۱۰۰ دلار با کشتی وارد ایالات متحده آمریکا شده و در مدرسه فنی ادیسون ثبت نام کرد. سپس به تحصیل در رشته فلسفه مشغول گردید.

 آموزش کونگ فو به غیر چینی‌ها بروس لی در ابتدای ورودش به آمریکا و برای تامین هزینه تحصیلش ناگزیر در رستوران کار می‌کرد اما چون احساس می‌کرد این کار در شان وی نیست این کار را رها کرده و تصمیم به آموزش کونگ فو گرفت و با استقبال فراوان دوستانش مواجه شد.

بروس لی آموزش هنرهای رزمی در آمریکا را از سال ۱۹۵۵ شروع کرد.در آغاز کار او وینگ چون آموزش می‌داد. هنری که بر پایه برداشت‌ها و آموخته‌هایش در هنگ کنگ بود. جان فان کونگ فو (که معنای لغوی آن کونگ فوی بروس لی است.)در واقع نامی بود که بروس لی بر روی هنر رزمی خودش گذاشته بود، که اساساً روش تعدیل یافته او در وینگ چون بود. اولین شاگرد بروس یک جودو کار به نام «جس گلاور» بود که بعدها دستیار او شد. قبل از نقل مکان به کالیفرنیا، لی اولین مدرسهَ هنرهای رزمی اش را در سیاتل با نام «موسسهٔ جان فان کونگ فوی لی»را افتتاح کرد. لی همچنین روش لگد زنی اش، که شامل لگد مستقیم وینگ چون و لگد قدرتی کونگ فوی شائولین شمالی میشد را ارتقا بخشید.

اما بعد از مدتی با مخالفت چینی‌های مقیم آمریکا مواجه گشت و آنها از وی خواستند دست از آموزش به خارجی‌ها بر دارد اما بروس لی در تصمیمش مصمم بود و آنها برای تعطیل کردن باشگاه وی مبارزی ماهر به نام «وان جک مان» را به منظور مبارزه با بروس لی فرستادند که در این مبارزه وانگ به سختی شکست خورد و دندانهای جلویش را از دست داد.

 اجرای چند حرکت نمایشی و مقدمه‌ای بر مطرح شدن بروس لی در ایالات متحده بروس لی بعد از آموزش تصمیم به شرکت در مسابقات کاراته و نشان دادن توانایی‌های خود در هنرهای رزمی گرفت. بدین منظور در سال ۱۹۶۴ در میدان ورزشی لانگ بیچ با اجرای چند حرکت نمایشی با سرعت و قدرتی خیره‌کننده نامش بر سر زبان‌ها افتاد.

بعد از نمایش لانگ بیچ یک کارگردان که اتفاقاً در سالن حضور داشت به ملاقات بروس لی رفت و از وی خواست در سریال «زنبور سبز» به ایفای نقش بپردازد و بروس هم پذیرفت و این مقدمه‌ای شد برای ورود بروس لی به سینما.(البته بروس لی در کودکی نیز در چند فیلم ایفای نقش کرده بودچون پدر او بازیگری هنگ کنگی بود او در ۶ ماهگی گریم شد و نقش شاهزاده را بازی کرد و در ۶ سالگی نقش کودک دزدی را و در ۱۱ سالگی فیلم غاز‌های وحشی را بازی کرد)

به دلیل عدم دسترسی به سیفو «ییپ من» که در هنگ کنگ زندگی می‌کرد، بروس لی نمی‌توانست وینگ چون را ادامه دهد، هنر اصیلی که حالا تنها در اختیار استادش بود، اما بروس هنوز مشتاقانه به دنبال یادگیری وینگ چون بود تا جاییکه او حتی پس از باز گشت به هنگ کنگ به استاد ییپ من پیشنهاد خرید یک آپارتمان شخصی داد ... در مصاحبه استاد بزرگ وینگ چون «لو مان کام» که یکی از همرزمان بروس لی در کلاس استاد ییپ من بوده، می‌خوانیم: ((- شما این شانس را داشتید که در کنار بروس لی باشید، چه ارتباطی با او برقرار کرده بودید؟ اغلب با هم تمرین می‌کردیم، بویژه در چی سائو. بروس لی از من جوان تر بود. وقتی هنگ کنگ را ترک کرد، کار آموزی خود را نزد ییپ من به پایان نرسانده بود. یک روز که دیگر معروف شده بود به هنگ کنگ برگشت و از ییپ من خواست تا کار آموزی اش را به پایان برساند، اما چون خیلی مشغول بود نمی‌توانست در هنگ کنگ بماند. بروس لی از ییپ من خواست به او نشان دهد که چگونه می‌تواند با آدمک چوبی تمرین کند، زیرا او می‌خواست در فیلم‌هایش از آدمک چوبی استفاده کند. در عوض او پیشنهاد یک آپارتمان را به ییپ من -که آدم پولداری نبود- داد. اما ییپ من پیشنهاد او را رد کرد و گفت: (اگر می‌خواهی کونگ فوی مرا یاد بگیری به کلاسم بیا) .))

{البته بعدها بروس لی ضعف هایی از این سبک اصیل پیدا کرد. پی بردن به این ضعف ها و اصلاح آنها مقدمه ای شد بر ابداع سبک مخصوص خودش : جیت کان دو }

ایده‌های جیت کان دو در سال ۱۹۶۵ در ذهن بروس لی متولد شد.مبارزه با وان جک مان تأثیر بسزایی بر فلسفه مبارزه بروس لی گذاشت. با آن که بروس حریفش را به طرز فجیعی شکست داد، اما معتقد بود که آن مبارزه بیش تر از حد معمول طول کشیده و او نتوانسته‌است آنطور که انتظار دارد از تکنیکهای وینگ چون استفاده کند، بعلاوه او دیگر نمی‌توانست به یادگیری و تکمیل هنر رزمی وینگ چون بپردازد چون فرسخها از استادش دور بود.

او به سیستمی احتیاج داشت تا به شکوفایی هرچه بیشتر داشته‌هایش بپردازد. به همین خاطر با تاکید بر «کاربردی بودن، انعطاف پذیری، سرعت و کارآمدی» به توسعه سیستم جدیدی پرداخت. او شروع به استفاده از روش‌های آموزشی متفاوتی کرد: بدنسازی برای افزایش قدرت، دویدن برای افزایش استقامت، تمرینات کششی برای انعطاف پذیری و بسیاری از روش‌های دیگر که او دائماً در حال منطبق کردن با سیستمش بود.

لی بر آنچه که «روش بی روشی» می‌نامیدش بسیار تاکید داشت. ایده‌ای که بیانگر رهایی از روشهای فرمالیته -همان سبکهای سنتی- بود. بروس لی احساس می‌کرد سیستمی که او «جان فان کونگ فو» نامیده‌است، محدود کننده‌است و به همین خاطر آن را به آنچه که با نام جیت کان دو توصیفش کرد، تغییر شکل داد. نامی که بعدها از مطرح کردن آن اظهار پشیمانی کرد چون از نام جیت کان دو نیز ویژگی‌های خاصی برداشت می‌شد که هر سبکی به نوبه خود ادعا می‌کرد، درحالیکه ایده هنر رزمی او خروج از هر گونه عوامل محدود کننده بود.

مجسمه بروس لی در هنگ کنگبروس لی بعد از بازی در چند سریال و فیلم مانند زنبور سبز٬ مارلو٬ لانگ استریت و .... در آمریکا تصمیم گرفت به هنگ گنگ بازگردد و برای هم میهنانش نیز چند فیلم بازی کند که بلافاصله با استقبال شرکت‌های فیلم سازی روبه رو شد اول فیلم راهب کوهتانگ و توسط استدیو گلدن هاروست و کارگردانی «لو وی» کارگردان معروف چینی به ایفای نقش در فیلم‌های رئیس بزرگ و مشت خشم پرداخت که این فیلم‌ها رکورد فروش تمامی فیلم‌های هنگ کنگی را شکست.

بعد از این فیلم‌ها همه به این نتیجه رسیدند که بدون شک بروس لی برترین رزمی کار دنیاست. سپس بروس لی خود تصمیم گرفت فیلم بسازد بدین منظور در سال ۱۹۷۲ شرکت فیلمسازی خود به نام «کنکورد» را دایر کرد و خود کارگردانی فیلم «راه اژدها» یا را به عهده گرفت. این فیلم در هنگ کنگ مجدداً رکورد فروش فیلم‌های قبلی بروس را شکست.
در این دوران بروس لی با موج پیشنهادات شرکت‌های فیلم سازی مواجه گشت و وی در چهارمین فیلم معروف خود «بازی مرگ» به ایفای نقش پرداخت.در این فیلم توسط دشمنانش زخمی گشت اما درهنگ کنگ به دلیل فوت ناگهانی بروس لی از دنیا رفت و فیلم نا تمام باقی ماند.

مطرح شدن در سراسر جهان و ایفای نقش در هالیوود بعد از موفقیت بروس لی در هنگ کنگ هالیوود به سراغ بروس لی آمد و کمپانی برادران وارنر از وی خواست در فیلم «اژدها وارد می‌شود» به ایفای نقش بپردازد به همین دلیل بروس لی «بازی مرگ» را رها کرده و در «اژدها وارد می‌شود» که اولین فیلم جهانی وی به شمار می‌رفت به ایفای نقش پرداخت.

بروس لی در در ۲۰ ژوئیه ۱۹۷۳ با مرگ ناگهانی و مشکوک در هنگ کنگ بدرود حیات گفت. علت مرگ وی هنوز در هاله ای از ابهام باقی مانده اما شایعترین نظریه خونریزی مغزی بر اثر دارو‌های تجویز شده و حساسیت زیاد می‌باشد.


نويسنده: ijkofasa تاريخ: دوشنبه 21 فروردین 1391 موضوع: <-PostCategory-> لينک به اين مطلب ارسال نظر(0)

چند عکس جالب ورزشی

نويسنده: ijkofasa تاريخ: یکشنبه 20 فروردین 1391 موضوع: <-PostCategory-> لينک به اين مطلب ارسال نظر(2)

هنر فیلیپینی ها (کالی-اسکریما-ارنیس)

 

اين هنر رزمي، ريشه فيليپيني دارند. کالي از جنوب اين کشور مي آيد، آرنيس از شمال و اسکريما    متعلق به مرکز اين کشور مي باشد.

استفاده از چوب کوتاه يا يک خنجر بلند، استفاده از دو اسلحه به صورت همزمان که شامل يک شمشير و يک خنجر مي باشد، مبارزه با دستان خالي که در آن از ضربات مشت، لگد و يا گلاويزشدن با حريف استاده مي شود.

استفاده از ميله و نيزه و زدن ضربه به طور همزمان، استفاده از سلاح هاي قابل انعطاف همچون شلاق، طناب سيمي دندانه اي، سلاح هاي پرتابي مانند کمان از جمله روش هاي مبارزه در اين سبک ها محسوب مي شوند. ميله هايي که در سبک آرنيس استفاده مي شوند عمدتاً از جنس چوب هستند و يا از جنس نوع خاصي از بامبوي فيليپيني که به آنها راتان گفته مي شود. طول آنها معمولاً هفتاد دو سانتي متر و قطرشان دو سانتي متر است. البته طول اين شمشيرها مي تواند از سي تا 220 سانتيمتر متغير باشد.

در اسکريما و آرنيس، مبارزان بيشتر از ميله يا چوب استفاده مي کنند و در کالي، سلاح مورد استفاده تيغه يا شمشير است. اما نکته مشترک بين همه اين سبکها، هندسه است.

در ضربات دفاعي و به هنگام حملات، همه حرکات، خطوط و مسيرها و همچنين زاويه هاي انتخابي بسيار مهم مي باشند. استفاده مستقل از دستها و يا دستها و پاها توأمان با اجراي تکنيک ها، نيازمند کسب تجربه بسيار مي باشد.

در هنرهاي رزمي فيليپيني، استفاده از زانو، آرنج، لگدهاي کوتاه و مشت در هنگام ايجاد فاصله بسيار نزديک بين دو مبارز آزاد است. ضربه با سر، گرفتن حريف، پرتاب، ضربه با آرنج، شانه، قوزک و زانو نيز آزاد مي باشد.

 هنرهای فیلیپینی ها :

کالي را به عنوان مادر هنرهاي رزمي فيليپين مي شناسند. هنگامي که اين کشور تحت تسلط اسپانيا بود انجام کليه هنرهاي رزمي در اين کشور ممنوع و جرم محسوب مي شد. عناصر سبک رزمي کالي در بازي هاي محلي و رقص هاي ذاتي مردم اين کشور پنهان بود و تحت تأثير نفوذ اسپانيايي ها، هنرهاي رزمي و ذاتي مردم فيليپين به نام هاي اسکريما، استوکادا، آرنيس دمانويا آرنيس شناخته شدند. اولين رقابتهاي جهاني رشته آرنيس در سال 1985 برگزار شد.
 
اگر چه اثر هنرهای رزمی روی تک تک هنرجویان، فلسفی است اما این تصور که هنرهای رزمی جدید به خودی خود می تواند صلح و آرامش را به آنها بدهد، اشتباه است زیرا تکنیکها باید مورد آزمایش قرار گیرند و این آزمایش فقط در طی برگزاری یک مسابقه امکان پذیر می شود. .

با توجه مطلب بالاست که یک سیستم موثری به نام » اسکریما» یا « آرنیس ده- مانو» در فیلیپین ظهور می کند. این هنر در طی چند قرن بصورت یکی از هنرهای مردمی معروف بوده است. البته شاید این هنر به چوب بازی وابسته بود و بعدها فیلیپین بصورت جزیره مستعمراتی اسپانیا درآمد تکنیکهای شمشیربازی اسپانیایی رو آن تاثیراتی گذاشته باشند. « اسکریما و آرنيس» تا 50 سال قبل توانست روشهای خود را همچنان حفظ کند اما در سال 1932   اساتيد آرنيس و اسك ريما    افکار خود را روی استفاده از یک چوب سخت و سبک متمرکز کرند که طول تقریبی آن به 72 سانتی متر(5/2 فوت) می رسد.    اینچنین نبردهایی جزء نبردهای واقعی به شمار می روند زیرا شرکت کنندگان در آن مجاز به استفاده از زره یا سایر وسایل حفاظی نیستند و بعلاوه در این مسابقات غش کردن یا با اعلام تسلیم با زنده به وضوح دیده می شود در طی این نبردها بود که   آنچه را که به تکنیکهایش مربوط می شد، فرا می گرفتند و چگونگی پیشرفت را نیز می آموختند.

 آنها در تکنیکهایی که شامل استفاده از دو چوب یا یک چوب یا یک سلاح نوک تیز و رزم غیر مسلحانه می شود، مهارت یافته بودند. در « آرنیس و اسكريما» بر خلاف اکثر سیستمها باید گفت که مهارتهای استفاده از سلاح در حقیقت بعنوان نقطه شروع بشمار می روند و پرسشی که در اینجا مطرح می شود این است که : زمانی که سلاحی را از دست می دهید، چه می کنید؟ « پاسخ این است که می توان از سلاح دیگری استفاده کرد، یا دستها را بکار برد.

تلاشی که در جهت پس گرفتن سلاح صورت می گیرد همیشه به عنوان یک حرکت متهورانه تلقی می شود. بنابراین هنرجویان   حرکات دست و بازو را که هم بدون سلاح و هم با سلاح اجرا می شود فرا می گیرند و بعلاوه حرکات ویژه ای را که همراه با کاربرد سلاح است نیز می آموزند.

  در «آرنیس» همواره تکنیکهای خلع سلاح وجود داشته است اما این تکنیکها تنها به روش های استفاده از چوب و دست آزاد برای بیرون کشیدن چوب از چنگال حریف، محدود می شد. بندرت اتفاق می افتاد که مردم از تکنیکهای قفل کردن یا پرتاب استفاده کنند و حریف را خلع سلاح نمایند یا نقش بر زمین سازند. بنابراین در گذشته مردم برای انجام عملیات خود فقط به ضربات چوب اتکاء می کردند.

در این دوره بود که اساتيد بزرگ آرنيس و اسك ريما برای اولین بار  تجربه کردندو به سرعت دریافتند که تکنیکهای اهرمی ساده را می توان در نقطه ای فراتر از «آرنیس و اسكريماي» سنتی توضیح داد. اساتيد  متوجه شد که اگر چوب را به اندازه فاصله یک دست یا بیشتر نگه دارند، می تواند از انتهای برجسته آن بطرز موثری استفاده کرد، آن را چسبیده و سپس حریف را خلع سلاح کند.

اساتيد  در دهه 1950 ، جودو و کاراته را مطالعه کرد و بزودی تکنیکهای جنبش پرتاب و حرکات زمینی را در فهرست تمرینات خود جای داند. همچنین آنها آموختند که، حالات بدنی توام با کشش و قرارگیری بدن در ارتقاع پائین و درون اسک ریماي يا  آرنيس» کلاسیک چگونه به جای چاقو در هنگام نبرد موثر واقع می شود اما آنها  دانستند که نمی توان برای فرود ضربات متوالی بر پیکر حریف از این وسیله استفاده کرد زیرا این عمل با قرار گرفتن در خط عمودی بهتر انجام می شود.

آنها از طریق تجربیات بیکران خویش دریافتند که قدرت مچ دست در رزم بوسیله چوب، حائز اهمیت بسیار است و مبتکر تکنیک جدیدی شدند که در آن چوب را بطور مداوم به جلو و عقب حرکت می دهد و ضرباتی را بر پیکر حریف فرود می آورد.  در «آرنیس و اسكريما» کلاسیک مشاهده می کنیم که اکثر ضربات از زوایای ثابت نسبت به حریف اجرا می شود و به نحو فزاینده ای تنوع زوایای حملات را که توسط مچهای قوی  اجرا می شود، افزایش داده و بنابراین می تواند به تاکتیکهای سنتی دفاعی نفوذ کند.

 

 

نويسنده: ijkofasa تاريخ: شنبه 19 فروردین 1391 موضوع: <-PostCategory-> لينک به اين مطلب ارسال نظر(0)

گالری تصاویر u.f.c

نويسنده: ijkofasa تاريخ: جمعه 18 فروردین 1391 موضوع: <-PostCategory-> لينک به اين مطلب ارسال نظر(0)

بیو گرافی سیفو سعید قهرمان بیگ

ورزش رزمی را با بوکس و کشتی کج آغاز نمودند و از اساتید مطرح وینگ چون کونگ فو و پیشکسوت کاراته در ایران   می باشند   . ایشان بعد از آشنایی با سیفوگورو رضا شورکی که از اساتید بنام و بزرگ جیت کان دو در اروپا و جهان می باشند بصورت مستمر و پی در پی برای فراگیری جیت کان دو به آلمان عزیمت نمودند و از سال ۱۳۸۱ فعالیت خود را بعنوان بنیانگذار جیت کان دو کالی اسکریما در ایران با جدیتی باورنکردنی شروع ، و با پایه گذاری سبک در ایران دریچه جدیدی از واقعیتهای هنرهای رزمی به روی دوستداران جیت کان دو گشوده شد .

ایشان سبک را در سال ۱۳۸۳در فدراسیون ورزشهای رزمی به رسمیت رساندند و هم اکنون نیز این سبک زیر نظر فدراسیون ووشو مشغول به فعالیت می باشد .

 

استاد با زحمات زیادی که درعرصه هنرهای رزمی در ایران کشیدند ، توانستند اکثر استانهای کشور را دارای نمایندگان کار آزموده و فنی نمایند . امروزه این رشته مهیج که معجونی از۲۴رشته رزمی می باشد در فدراسیون ووشو جایگاه بسیار خوبی را داراست .


نويسنده: ijkofasa تاريخ: چهارشنبه 16 فروردین 1391 موضوع: <-PostCategory-> لينک به اين مطلب ارسال نظر(0)

بیو گرافی سفو گورو رضا شورکی

 

سیفو رضا شورکی از 5 سالگی ورزش را با کشتی شروع میکند و چون به هنرهای رزمی علاقه داشت همراه با کشتی در 10 سالگی جودو و سپس تکواندو را آغاز کرد و سپس دان 2 تکواندو را کسب نمود.در14 سالگی همزمان با چند رشته دیگر به بوکس که در آن زمان در ایران ممنوع بود پرداخت،همچنین به فراگیری تکنیکهای چوب و چاقو توسط پدر یکی از دوستانش که در استفاده از این وسایل تبحر زیادی داشت پرداخت و شش ماه نیز در ارتش دوره نیروهای مخصوص را گذراند. در سال 1983 به آلمان سفر کرد و در آنجا ابتدا به تکواندو پرداخت و دان 4 خود را دریافت نمود.در سال 1986 موی تای و کیک بوکسینگ را در آلمان و هلند آغاز کرد و در سیستم های کالی اسکریما و سلاح های سرد فیلیپین و اندونزی به درجه استادی رسیده و حکم (گورو) خود را دریافت نمود.در ضمن به سیستم های وینگ چونVT – WC – WT    پرداخت و مهارت کامل پیدا نمود و تا 10 سال به فراگیری این سیستم ها پرداخت.در سال 1999 برای ارتقاء سطح فنی خود به آمریکا سفر کرد و نزد یکی از بزرگترین اساتید جیت کان دو و از شاگردان ارشد   بروس لی سیفو دان اینوسانتو که وی استاد بروس لی در کالی اسکریما و کنپو کاراته بود پرداخت و جیت کان دو را با (اد مولر)آلمانی و بعد با (باب رین) انگلیسی آغاز کرد.

 

سپس به دلیل علاقه زیاد به دنیای هنرهای رزمی به شات رستلینگ نزد استاد اریک پاولسن قهرمان 13 دوره مبارزات آزاد کیج فایتینگ در ژاپن پرداخت و جوجیتسو برزیلی را از برادران مچادو و کالی اسکریما را از دان اینوسانتو و شاگرد ارشدش درگ برادرز آموخت.سپس در سال 2003 تز خود را با هماهنگی اد مولر و با تأیید دان اینوسانتو و هیأت مدیره آن ارائه و به ثبت رساند که تمام مدارک آن در سایت اینترنت سازمان موجود است.

 

تز سیفو شورکی در جیت کان دو بر اساس و پایه مبارزه آزاد و مبناء اصلی آن وینگ چون و قسمت بزرگ آن از کشتی جوجیتسو برزیلی چی سائو والاتدو موی تای و کیک بوکسینگ گرفته شده است.در حال حاضر تکنسین درجه 9 در جیت کان دو جهانی میباشد که آخرین درجه سازمان ، تکنسین درجه10 میباشد.

سازمان جهانی جیت کان دو سیفو شورکی مستقل میباشد ولی با توجه به احترام و جایگاه والایشان در دنیای هنرهای رزمی،ایشان در سمینارها و همایشهای جیت کان دو آمریکا (دان اینو سانتو) شرکت میکند زیرا سرچشمه و منشأ جیت کاندو ، آکادمی جیت کان دو لس آنجلس میباشد.

جیت کان دو سیفو شورکی 60% از جیت کان دو بروس لی و اینو سانتو و 40% از تجربیات خودش در سبک ها و سیستم های دیگر که به طور حرفه ای آموزش دیده ، میباشد و هیچ تکنیک نمایشی وجود ندارد که بسیار مهم است

 

نويسنده: ijkofasa تاريخ: چهارشنبه 16 فروردین 1391 موضوع: <-PostCategory-> لينک به اين مطلب ارسال نظر(0)

گالری تصاویر بروسلی 2

نويسنده: ijkofasa تاريخ: دوشنبه 14 فروردین 1391 موضوع: <-PostCategory-> لينک به اين مطلب ارسال نظر(0)

ذن

 

نمادی از ذن در هنرهای رزمی

احتمالا" منظره ی مضحکی بود که: دو مرد میانسال در حالی که کلاه محافظ به سر داشتند و دستکشهای بوکس در دست٬ در محوطه ی مخصوص ماشین رو خانه ای واقع در حومه شهر٬ به شدت در حال کوبیدن یکدیگر بودند. ولی واقعیت این بود که من (جو هیامز) و استرلینگ سیلفانت در حال تمرین تعدادی از فنون جیت کان دو که بروس لی به ما آموخته بود٬ بودیم.

به این فکر بودم که به بروس نشان دهم که به چه میزانی حرکات را آموخته ام که همین امر باعث پرت شدن حواسم شد. من بیشتر سعی بر پیشی گرفتن از حرکات استرلینگ داشتم٬ نه اینکه بخواهم به آنها پاسخ دهم و بیشتر به فکر استفاده از پاهایم بودم٬ به جای آنکه بگذارم تمرینها خود وضعیت من را تثبیت کنند. حواسم متوجه همه چیز بود به جز هدف فعلی٬ کسب پوئن و برتری.

بروس لی فریا زد: «بسیار خوب٬ کافی است.» او که داور مسابقه بود٬ ادامه داد: «حرکات شما به حرکات فیلها و لگدهایتان به لگدهای اسبان سرکش و ضربانتان همانند تلگراف ساموئل مورس می ماند.»

سپس بروس توجهش را به من معطوف ساخت و گفت:

«جو! شما به جای گرفتن جلوی حرکات حریفتان٬ جلوی ضربه ی او را بگیرید و خود ضربه ای وارد کنید. نمی دانم حواستان کجاست ولی هر جا هست٬ قطعا" در جایی که باید باشد٬ نیست. شما باید به فکر وارد کردن فشار بر استرلینگ باشید تا بتوانید حرکات پا٬ تعادل و قابلیت جابجایی او را برهم زنید. ببینید چقدر انرژی تان را از دست داده اید و هیچ کاری صورت نداده اید.»

این انتقادی بود که با این جمله پایان یافت:

«چند بار به شما گفتم که تمام انرژی ذهن و جسمتان را در آنه واحد روی یک هدف متمرکز سازید. رمز کیمه (انسجام افکار) حذف تمام افکار زائد است٬ افکاری که در رسیدن به هدف فعلی شما نقشی ندارند.»

پس از آنکه با بروس لی تنها ماندم٬ او شروع به گپ زدن با من کرد:

«یک هنرمند رزمی ماهر فکرش را در یک مقطع زمانی مشخص بر یک موضوع متمرکز می سازد٬ او هر مشکلی را دقیقا" در موقعی که واقع می شود٬ می پذیرد و با پایان یافتن آن موضوع٬ فکرش را نیز از آن برگرفته و بر موضوع بعدی متمرکز می سازد. مانند یک استاد ذن٬ او نگران گذشته و یا آینده نیست و فکرش فقط مشغول چیزی است که در حال جریان دارد. زیرا فکرش منسجم و متمرکز است و آرامش در او حاکم است و قادر است نیرویش را ذخیره کند. بنابراین در ذهنش جای خالی برای یک فکر دارد. این فکر می تواند تمامی وجود او را اشغال کند٬ مانند آبی که تمامی کوزه را پر می کند. شما مقدار بسیار زیادی از انرژی بدنتان را به هدر دادید. زیرا افکارتان را در یک نقطه متمرکز نساختید. همیشه به خاطر داشته باشید: در زندگی٬ همچنین در تشک مسابقه افکار غیر منسجم یا غیر متمرکز موجب هدر رفتن انرژی تان می شوند.»

پرسیدم:«و اگر من قادر به خالی کردن ذهنم از افکار پراکنده نباشم٬ چه می شود؟»

او خندید و معماوار جواب داد:

«خوب در آن صورت فکرتان منسجم نیست.»

تصویری از فیلم خشم اژدها که تمرکز و خشم تواما" با هم در چهره بروس لی موج می زند.

وقت زیادی صرف کردم تا به کیمه تسلط یافتم و هنوز راهی بس طولانی در پیش دارم٬ ولی به خوبی دریافته ام که هر وقت افکارم منسجم است تمامی نیروی ذهنی و جسمی من به هم پیوسته و متمرکز می شود. در طی روزهایی که با تمرکز حواس کامل مشعول کار هستم٬ کار بیشتری انجام می دهم و در پایان کار خستگی کمتری نسبت به روز هایی که به آسانی افکارم پریشان می شود٬ احساس می کنم.

 

منبع:کتاب "ذن در هنرهای رزمی" نوشته "جو هیامز"


 

نويسنده: ijkofasa تاريخ: جمعه 11 فروردین 1391 موضوع: <-PostCategory-> لينک به اين مطلب ارسال نظر(0)

دیگران در بارهی بدن بروسلی چه میگویند

بروس لی عضله روی عضله بود !

من می دانم که میلیون ها تن از طرافداران او معتقدند که او با بدن خاصی به دنیا آمده است. آنها او را دیده اند که قدرت خارق العاده ای داشت٬ فوق العاده چالاک بود و بدنی کوچک٬ اما بسیار عضلانی و عجیب و قابل انعطاف داشت. بسیاری از آنها باور نمی کنند که بروس بدن خارق العاده خود را فقط از طریق قدرت اراده و پشتکار در تمرینات دشوار و مستمر به دست آورده باشد.

                                                      لیندا لی کدول

 

بروس لی بدن فوق العاده شکیلی داشت. در بدن او چربی اندکی وجود داشت٬ منظورم این است که شاید چربی بدن او از هر قهرمانی که در دنیا وجود دارد٬ کمتر بود شاید به همین دلیل این قدر قابل باور به نظر می رسید.خیلی ها هستند که همه آن حرکات را انجام می دهند و همان مهارت را به دست می آورند٬ ولی به اندازه بروس لی قابل باور و تاثیر گذار نیستند. او در نوع خود بی نظیر بود .او بت بسیاری از انسانهاست. نکته مهمی که در مورد آدمی مثل بروس لی می شود گفت این است که او الهام بخش میلیونها تن در سراسر جهان است که می خواهند پا جای او بگذارند. آنها می خواهند هنرمندانی رزمی کار باشند و به عالم سینما قدم بگذارند و کاری که می کنند این است که هر روز٬ برای ساعتهای متمادی تمرین می کنند. کسی مثل بروس لی٬ منبع الهام عظیمی است که به میلیونها کودک در سراسر دنیا کمک می کند.او تاثیری عظیم و برجسته بر مردم دنیا داشت و به گمان من٬ برای سالهای سال مردم او را تحسین خواهند کرد.

                                                              آرنولد شوارزنگر

 

بروس لی پیراهنش را در می آورد و من مثل همیشه که بدنش را می دیدم٬ متحیر می شدم.او عضله روی عضله بود !

                                                             چاک نوریس

 

استیل بی نظیر بروس لی

او خودش٬ خود را خلق کرد٬ او خودش را چون مجسمه ای تراشید. تک تک عضلات او در هماهنگی مطلق با کاری بودند که انجام می داد و کاملا" کارآمد بودند و آخرین باری که او را دیدم٬ در شرایط جسمانی کاملی قرار داشت. پوستش مثل مخمل٬ صاف و حیرت انگیز بود.

                                                                              جیمز کابرن

 

او وزن چندان زیادی نداشت٬ ولی از همان وزن حداکثر بهره را می برد. بسیار قوی بود و تمام وزن بدنش از عضلاتش بودند. او بدنی بسیار شکیل و متناسب داشت.

                                                                                     کریم عبدالجبار

 

بروس لی بدن استثنایی داشت٬ فیلمی که بارها و بارها می بینم و  از دیدن آن سیر نمی شوم" اژدها وارد می شود" بروس لی است.

                                                                                   شاهرخ خان 

 



نويسنده: ijkofasa تاريخ: جمعه 11 فروردین 1391 موضوع: <-PostCategory-> لينک به اين مطلب ارسال نظر(0)

درباره وبلاگ

وبلاگ خصوصی هیئت لی چوان جیت کان دو فسا زیر نظر سی هینگ محمد حسین علی زاده

نويسندگان

جستجوي مطالب

طراح قالب

© All Rights Reserved to 4868.LoxBlog.Com | Template By: NazTarin.Com

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران